X
تبلیغات
فارسی۱
با من بمان( Stay By My Side ) یک درام کره ای محصول ۲۰۰۷ شبکه ی ام بی سی کره ی جنوبی است که شنبه تا چهارشنبه ساعت ۸ شب از شبکه ی فارسی وان پخش می شود.این سریال در مورد یک زنیکه ی عرعرویی به نام سان هی است که پس از ترک دختر خرش یون جو و پسر گاوش یون هو هی آبغوره می گیرد . .[۱]

سان هی مادری بی عاطفه است که در گذشته 2 فرزند خود و همسرش را ترک کرده و با یک دکتر ازدواج می کند. او به همسر جدید خود ماجرای ازدواج قبلی اش و ترک کردن خانواده اش را نمی گوید. حالا بعد از گذشت سال ها یون جو و یون هو مادر واقعی شان را پیدا می کنند و به تدریج همه از این واقعیت که سان هی قبلا ازدواج کرده و خانواده اش را ترک کرده خبر دار می شوند. [۲]

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام تیر 1390ساعت 0:46  توسط ÅMìŅ  | 

سریالی با مضمون ماجراجویی عشقی یک راننده تاکسی بنام اسکار و همسایه‌اش بنام تاتیانا است. این سریال توسط شبکه تلویزیونی(تله نوا) کلمبیایی درسپتامبر سال ۲۰۰۸ فیلم برداری شد. کاراکترهای اصلی در این مجموعه تلویزیونی آنا فرناندز مارتینز – کارلوس فرناندز دی سوتو – آندریا لوچز جی است.

اسکار که تنهاپسرسربه هوای خانم روکا و عاشق مهمانی‌هاست درواقع، اسکاریادگار عشق نافرجام خانم روکا با کروازیو است که خانم روکا این راز ازهمه پنهان می‌کند خود به تنهایی اسکار را بزرگ می‌کند.

باشایعه سازی برنده شدن در بخت آزمایی جهت بدست آوردن دل جسیکا مجبور به خرید یک آپارتمان دریک محله باکلاس ومرفه نشین می‌شود. جسیکا دختر همسایه سابق اسکاروهمکارتاتیانا به طمع پول خودش را عاشق اسکار نشان می‌دهد تا بعد ازازدواج پول‌های اسکار راصاحب شود.

ولی باوجود فاصله طبقاتی با یک دختر باشخصیت وثروتمند اتفاقا همسایه اش بنام تاتیانا نیز هست روابط عاشقانه را شروع می‌کند وعاشق می‌شود تاتیانا دختری عاشق پیشه و تودارتاحدودی خودساخته‌است که درکنج دلش آرزوی عشقی رویائی دارد.

گرچه اسکار آدمی ساده ودست ودلباز وعاشق کمک به همه بخصوص بچه هاست. ولی با تصمیم گیری‌های ساده لوحانه وتوام با لجاجت می‌خواهدو بیشترخودنمایی کنددر واقع عیب بزرگ اسکار این است که هرکاری را بدون فکر انجام می‌دهد بنابراین، دچاردردسرمتعددمی گردد.

علاوه براین، درآپارتمان جدید بنام فواره آبی بجز تاتیاناویکی ازنگهبانها بقیه همسایه‌ها علیه اسکار توطئه می‌کنندو دوست ندارند که اسکار درآنجا زندگی کند. پس از استعفای تاتیانا از ریاست ساختمان، باوجود مشکلات عدیده عشقی ومالی، اسکار باخانم کلارا رقابت می‌کند. ولی اسکار بااستفاده ازنقاط ضعف همسایه هاوتهدید افشای اسرار باگرفتن حق سکوت، خلاصه مدیرآپارتمان می‌شود. با تمامی اتفاقات درخاتمه اسکار به دلداده خود می‌رسد. این سریال در سال۱۳۸۸و ۱۳۸۹ازشبکه ماهواره‌ای فارسی ۱ پخش شد.

بازیگران

    رابینسون دیاز (اسکار لیال:راننده تاکسی)

راننده تاکسی ای که عاشق رقص و موسیقی و تاکسی اش هست و اندک توجهی هم به جسیکا، دختر همسایه شان نشان می‌دهد اما جسیکا او را دوست ندارد. تاتیانا وارد زندگی اش می‌شود و در نهایت در سمت رییس شرکت با تاتیانا ازدواج کرده و از او صاحب فرزند پسری می‌شود.

    فلورا مارتینز (تاتیانا گومز)

پدر و مادرش را در یک تصادف رانندگی از دست داده و مدیر بازرگانی شرکت دوست پسرش است و تصور می‌کند که مرد کاملی برای تشکیل زندگی مشترک یافته اما پس از آشنایی با اسکارف همه چیز تغییر می‌کند. به پول شویی و تقلب متهم می‌شود و به زندان می‌رود. در نهایت با سکار ازدواج می‌کند.

    لوئیز مسا (رودولفو کاستاندا)

دوست پسر تاتیانا و معشوق جسیکا، منشی اش است و با زنان بسیاری که تحت تاثیر ظاهر، پول و قدرت او هستند، رابطه فیزیکی دارد اما به هیچ کدام، بجز تاتیانا، دلبسته نمی‌شود. علیه تاتیانا توطئه می‌کند اما دچار عذاب وجدان می‌شود و خودش را به پلیس تسلیم می‌کند. در نهایت در زندان دیوانه می‌شود.

    سارا کورالس (جسیکا انتونیتا مورالس)

در جنوب شهر به همراه مادرش در خانه‌ای کوچک زندگی می‌کند و به لطف جذابیت‌های ظاهری اش به هرچه می‌خواهد می‌رسد اما بزرگ‌ترین آرزویش، یک مرد پولدار است بنابراین با رودلفو، رییس شرکتی که در ان مشغول به کار است، رابطه برقرار می‌کند و از او باردار می‌شود. وقتی می‌فهمد اسکار در بخت آزمایی برنده شده به او هم روی خوش نشان می‌دهد اما در نهایت با فرزند دختری که بدنیا می‌آورد، تنها می‌ماند.

    ماریا خیرالدو (روکا)

در جوانی با گربازیو، پدر واقعی اسکار، رابطه داشته و در نهایت هم با او ازدواج می‌کند.

    فرناندو سولورزانو (هنری)

وکیل و پدر دو فرزند. او با پاتیکو ازدواج کرده‌است اما از زندگی مشترکش خسته شده و از همسرش برای مدتی جدا می‌شود. در نهایت، در تصادفی می‌میرد.

    کندی دلگادو (آلوارو ولز)

همسر کلارا و پدر آلواریتو و شریک مالی رودولفو. تنها دل مشغولی او پول درآوردن است، اما این خواسته در نهایت به فنا شدن زندگی و خانواده اش می‌انجامد و سر از زندان در می‌آورد.

    پاتریسیا پولانکو (کلارا)

همسر آلوارو و مادر آلواریتو و معتاد به قمار. کلارا خود بزرگ بین، طماع و سواستفاده گر است. در نهایت صندوق دار یک فروشگاه می‌شود.

    آدریانا کامپوس (نیکول)

منشی شرکت رودولفو و دوست نزدیک تاتیانا و معشوقه سابق هنری. در نهایت با آلبرتو می‌ماند.

    کریستیان تاپان (آلفونسو)

نام کامل او، آلفونسو ماریا کرائوس معروف به پونچو است. در آرزوی سیاستمدار شدن و پول درآوردن به ساده‌ترین شکل ممکن است. از روزمرگی زندگی زناشویی اش با سارا خسته می‌شود و با تاتا، مانکنی که در ساختمانشان زندگی می‌کند، رابطه برقرار می‌کند.

    الکساندرا رستره پو (پاتیکو)

مادر دو فرزند، همسر هنری، خواهر اسکار و برای مدتی معشوقه آلبرتو. در نهایت رییس شرکت می‌شود.

    ایزابلا کوردوبا (تاتا)

او نزدیک‌ترین دوست سارا است اما همزمان با شوهر او رابطه دارد و از او باردار می‌شود. زندگی او حول محور مد می‌گردد و در نهایت با فرزند دختری که به دنیا می‌اورد تنها می‌ماند.

    البرتو ساودرا (کروازیو)

پدر پاتیکو و اسکار. در نهایت با روکا ازدواج می‌کند.

    خوان کارلوس ارانگو (ماوریسیو)

نگهبان فضول ساختمان فواره آبی. در نهایت بی پول می‌شود و تنها می‌ماند.

    البرتو باره رو (اوبالدو)

نگهبان خوش قلب ساختمان فواره آبی. او عاشق تمام خدمتکاران منزل کلارا می‌شود. در نهایت با ونسا دوست می‌شود و پست مهمی بدست می‌آورد.

    خاویر گاردازابال (الواریتو)

پسر الوارو و کلارا، دوست پسر لیگیا با نقطه ضعفی به نام الکل. به کمک اسکار و لیگیا، الکل را ترک می‌کند و استاد یوگا می‌شود و به هند می‌رود.

    دیانا مندوزا (آلیسیا)

مادر جسیکا و عاشق فرچو. در آرزوی بدست آوردن زندگی دلخواهش با دن پدرو ازدواج می‌کند اما در نهایت مسئول مراقبت از خوک‌ها در یک خانه قدیمی می‌شود.

    گابریل ونگاس (پدرو)
    ماریا مونتویا (بلانکا)

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام تیر 1390ساعت 0:44  توسط ÅMìŅ  | 

جیمی اُلیور (به انگلیسی: Jamie Oliver) متولد ۲۷ مه ۱۹۷۵، سرآشپز معروف شناخته‌شده، دارندهٔ رتبه امپراتوری بریتانیا، برندهٔ جایزه امی در شهر اسکس بریتانیا به دنیا آمد. وی افتخار این را دارد، دولت کشورش را وادار کند تا بودجه تغذیه مدارس و افزایش بده، به دوستداران غذا شیوه آشپزی تازه و معنی‌دار و دستورهای اشپزی الهام‌بخش و ارائه بده و نوجوانایی از طبقه های محروم اجتماع و تبدیل به سرآشپزهای حرفه‌ای کند. او کسی نیست جز پادشاه آشپزی در تلوزیون جیمی الیور. «آشپزخانه جیمی» نام رستوران او در لندن و هم عنوان یک مجموعه تلوزیونی است و بسیار موفق از اب در امده بود. ۳ مجموعه رستوران‌های او هر کدوم با ۱۵ شعبه در امستردام، ملبورن و کورنوال دایر کرده‌است. بعد از اینکه یک تولید کننده تلوزیونی موقع کار در یک رستوران کنار رودخانه در لندن او را کشف می‌کند شهرتش عالم‌گیر می‌شود.

موقیت‌های حرفه‌ای جیمی در تلویزیون ادامه داشت با برنامه‌های مثل «فرار بزرگ جیمی» در ان با آشپزی الهام گرفته شده از ایتالیو به سراغ ایتالیایی‌ها می رفت و در برنامه »جیمی در خانه« او با سبزیجاتی که خودش کاشته بود اشپزی می کرد و در برنامه جستورانه »شام های جیمی با گوشت پرندگان«، او نگاه انتقادی به مسائل پیرامون پروش طیور داشت. بعد از انکه برنامه «جیمی بیکن ما را نجات می‌دهد» ساخته شد که به ترویج گوشت خوک انگلیسی و دشواری‌های پرورش دهنده خوک در انگلستان می‌پرداخت این سرآشپز یکی از پرطرف دارترین سراشپزز‌های جهان شد.

برنامه »ناهار های مدرسه جیمی« یک سریال مستند ۴ قسمتی بود که در سال ۲۰۰۴ ساخته شد. جیمی الیور این ماموریت و به عهده گرفت که کیفیت و ارزش غذایی ناهارهای مدرسه رو در یک مدرسه معممولی انگلیسی بالا ببره. این فکر منجر به برنامه وسیع تری برای بهبود ناهار های مدارس در سر تا سر انگلستان شد. همچنین برنامه سراشپز لخت یک برنامه موفقی بود و خیلی سریع شهرت پیدا کرد.

در سال ۲۰۰۲، جیمی بزرگ ترین برنامه اش را شروع کرد. او ۱۵ نوجوان رو از طبقات پایین اجتماع که هیچ وقت گذرشون به هیچ رستورانی نیفتاده بود، انتخاب کرد. و بیشتر انها را تبدیل به سراشپز های حرفه ای کرد.

او همان قدر اشپز بزرگی است، انسان دوست بزرگی نیز هست. او که اشپز بسیار ماهر و سوابق بسیار درخشان دارد، در سال ۲۰۰۳ برای خدماتش به صنعت پذیرایی از ملکه انگلستان، نشان شوالیه را دریافت کرد. اما یکی از پر افتخار ترین دستاورد‌های او، ایجاد اگاهی عمومی و وارد کردن دولت انگلستان به تامین بودجه برای سلامت غذاهای مدارس بوده. الیور که از غذاهای ناسالمی که به دانش اموزان مدارس داده می‌شد واقعا ناراحت بود، مبارزه‌ای را برای تمیز کردن غذاهای مدارس در انگلستان شروع کرد. لحن جستورانه او و شخصیت متواضعی که داشت باعث جذب سیلی از طرف دارهاش در سراسر دنیا شد. جیمی الیور میلیون‌ها جلد از کتاب‌های اشپزی به فروش رسانده، بازارهای امریکا را فتح کرده، در چندین برنامه تلوزیونی نقش بازی کرده و انقلابی در غذاهای انگلستان به وجود اورده‌است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام تیر 1390ساعت 0:43  توسط ÅMìŅ  | 



( مصاحبه ی اپرا با مایکل جکسون پربیننده ترین برنامه ی او بوده است )

اپرا شو (به انگلیسی: The Oprah Show) یک برنامه گفتگوی تلویزیونی است که توسط اپرا وینفری تولید و اجرا می‌شد. این برنامه ۲۵ سال پخش شد و موفق‌ترین برنامه گفتگو در تلویزیون آمریکا بود.

شوی تلویزیونی اپرا در سال‌های آخر در ۱۴۵ کشور جهان پخش می‌شد. این برنامه تغییرات بنیادینی در ژانر گفت و گوهای تلویزیونی ایجاد کرد و سبب شد که وینفری یکی از اثرگذارترین زنان در آمریکا و نیز ثروتمندترین زن سیاهپوست در جهان شود.

به گفتهٔ خود اپرا، وقتی اولین برنامه‌اش را اجرا می‌کرد، فقط خوشحال بوده که در تلوزیون برنامه دارد، برنامهٔ اپرا به موفق‌ترین برنامهٔ میزگرد تلوزیونی تبدیل شد. در سال ۱۹۸۶ نخستین برنامه «اپرا» به صورت سراسری در آمریکا پخش شد.

او با نام ملکه میزگرد روزها مشهور بود. او با اجرای برنامه‌های رده بالا از جمله تهیهٔ فیلم موزیکال رنگ بنفش و برنامهٔ دکتر فیل و ریچل ری بیش از ۲۶۰ میلیون دلار از آن خودش کرد.

پر بیننده‌ترین برنامهٔ اپرا مربوط به سال ۱۹۹۳ (۱۳۷۱ ه.ش) و مصاحبهٔ او با مایکل جکسون در مزرعه نورلند است که توسط ۹۰ میلیون نفر در آمریکا دیده شده‌است.

او در بیست و پنجمین و آخرین سری برنامه‌های خود، روی صحنه با جان تراولتا رقصید و تمام حاضران در آن برنامه را به سفر به استرالیا مهمان کرد. از دیگر لحظه‌های به یاد ماندنی در این سری برنامه‌ها، گفت و گوی او با باراک و میشل اوباما، جورج بوش، رییس جمهور سابق آمریکا و خانواده مایکل جکسون بود.

آخرین برنامه اپرا وینفری، پس از ۲۵ سال پخش، روز چهارشنبه ۲۵ مه ۲۰۱۱ پخش شد. در آخرین برنامه که در مقابل چشم ۱۳۰۰ نفر برگزار شد، بخش‌هایی از سخنان تام کروز، آرتا فرانکلین، تام هنکس و استیوی واندر درباره اپرا وینفری پخش شد.

این برنامه در بسیاری از کشورهای جهان پخش می‌شود و هم اکنون شبکه فارسی وان این برنامه را با دوبلهٔ فارسی پخش می‌کند

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام تیر 1390ساعت 0:41  توسط ÅMìŅ  | 

کارتل یا ال کارتل (به اسپانیولی: El Cartel de los Sapos) و (به انگلیسی: The Cartel of Snitches) عنوان یک مجموعه تلویزیونی محصول کشور کلمبیا است که اولین بار در تاریخ ۴ ژوئن ۲۰۰۸ در شبکه تلویزیونی کاراکول کلمبیا پخش شده‌است. این مجموعه بر اساس کتابی به همین نام که توسط یک قاچاقچی سابق مواد مخدر به نام آندرس لوپز لوپز، با نام مستعار فلورسیتا نوشته شده، ساخته شده‌است. این قاچاقچی سابق کتاب خویش را در طول سالهای حضور خود در زندان نوشت و در کتابش، در مورد تجربیات و مشاهدات خود از آنچه که در کارتل نورت دلا وایه رخ داده، شرح داد. البته در مجموعه تلویزیونی ساخته شده بر مبنای این کتاب، هر یک از شخصیت‌های کتاب و همینطور مکان وقوع حوادث آن، تغییر کرده‌است. در مجموعه تلویزیونی ال کارتل بازیگرانی چون: مانوئلو کاردونا (در نقش مارتین)، کارن مارتینز (در نقش سوفیا)، دیه گو کاداوید (در نقش په په)، و رابینسون دیاز (در نقش ال کابو)، نقش آفرینی کرده‌اند.

چند نفر دوست، با فکر این که سریع ترین راه برای ثروتمند شدن را بیابند، وارد تجارت غیر قانونی مواد مخدر می‌شوند.

دنیای تجارت غیرقانونی و قاچاق مواد مخدر برای همه این افراد، که به طبقه متوسط ​​جامعه تعلق دارند و برای رشد و پیشرفت به راهی امن و مطمئن و بدون مشکل قانونی می‌اندیشند، جذاب به نظر می‌رسد.

نادیده گرفتن این انتخاب، تنها به منزلهٔ شروع یک زندگی پرزحمت و آشفته و دردسرسازی است که سرنوشت این افراد را برای همیشه دستخوش تغییر خواهد ساخت.

به هرحال، مارتین با نام مستعار فرستیا یا فرسا با حمایت رئیس بزرگ، اسکار کادنا (با بازی فرناندو سولورزانو) در یک آزمایشگاه مواد مخدر مشغول به کار می‌شود. مارتین به سرعت فوت و فن کار را می‌آموزد و شروع به ارسال مواد مخدر به ایالات متحده آمریکا می‌کند، این در حالی است که رئیس، با برادران ویله گاس، از کارتل غرب متحد می‌شود، تا با همراهی هم به تخریب بزرگترین فروشنده مواد مخدر تا خال حاضر، یعنی: پابلو اسکوبار بپردازند.

با سقوط اسکوبار، کارتل جدیدی فعالیت خویش را آغاز می‌کند: کارتل اقیانوسیه، که دارای بی ارزش ترین موقعیت در کلمبیا است، و رهبری آن را اسکار کادنا بر عهده دارد. بدین ترتیب اسکار به عنوان استاد و مارتین بعنوان شاگرد او، با یکدیگر پیمان دوستی می‌بنددند و تجارت و کسب و کار را آغاز می‌کنند.

مارتین به زودی تبدیل به مرد ثروتمند می‌شود و به زودی به عشق صوفیا (کارن مارتینز)، که یک زن زیباست، گرفتار می‌گردد. اما وی قلب صوفیا را با دروغهایی که به وی می‌گوید، می‌شکند. صوفیا که منشاء ثروت مارتین را کشف کرده‌است، او را در معرض یک انتخاب قرار می‌دهد: یا صوفیا و یا ادامه تجارت موادمخدر.

اسکار به پلیس برای پایان دادن به کار کارتل غرب یاری می‌کند. و بدین ترتیب مجموعه از اعمال جنایتکارانه و جنگ میان کارتل‌ها به منظور درهم شکستن یکدیگر آغاز می‌شود.

مارتین حاضر به شرکت در این جنگ نیست و تصمیم می‌گیرد که به همراه صوفیا و فرزندان خود به میامی برود. اما آنچه که او نمی‌داند این است که حتی میامی هم دیگر یک مکان امن نیست، و او باز هم ناگزیر است که فعالیت‌های غیر قانونی قدیمی خویش را ادامه بدهد، و یا شاهد کشتار دوستان قدیمی خویش توسط رقبا و دشمنانشان باشد.

رفقا و برادران مارتین، همگی کم کم یا می‌میرند و یا گرفتار می‌شوند، و او برای بدست آوردن حامیان جدید یا ایمن ماندن به مکزیک می‌گریزد. اما او خیلی دیر متوجه این حقیقت می‌شود که زمان تجارت وی به آخر رسیده و او هرگز نمی‌تواند برنده باشد.... بنابراین او خود را به مقامات تسلیم می‌کند و داستان خود را برای دی. ای. ا DEA شرح می‌دهد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام تیر 1390ساعت 0:40  توسط ÅMìŅ  | 

همسان یا ال کلون (به اسپانیایی: El clon) عنوان یک سریال تلویزیونی (تلنوولا) اسپانیایی زبان است که توسط شبکه تلویزیونی آمریکایی تلموندو و شبکه ریدو گلوبو تولید شده است.این سریال دوباره سازی ای از روی یک سریال برزیلی‌ بنام او کلون است که اولین بار در سال ۲۰۰۱ از شبکه گلوبو پخش شد و پس از آن در سال ۲۰۰۲ از شبکه تلموندو پخش شد. این سریال ملودرام با هنرمندی بازیگرانی همچون ماوریسیو اکمن و ساندرا اچوریا به موضوعاتی همچون قاچاق مواد مخدر، شبیه سازی انسان و اسلام می پردازد. مارک سانتانا مدیر عامل شبکه تلموندو سریال ال کلون را جاه طلبانه‌ترین سریال در تاریخ تلنولا یا همان سریال‌های تلویزیونی درام اسپانیایی زبان می نامد.


این سریال ملودرام یک مثلث عشق را نمایش می دهد که در آن لوکاس(lucas)، یک قهرمان خوش تیپ و زیبا با نسخه شبیه سازی شده یا همان کلون شده خود بر سر عشق به یک زن جذاب و خارجی به چالش کشیده می شود. لوکاس در جوانی‌ عاشق یک دختر عرب بنام جید(jade) می‌شود که این زن جوان بر سر انتخاب میان ارزش‌های دنیای مدرن و ارزش‌های اسلامی دچار مشکل شده است.جید به اجبار عمویش علی رشید(ali rashdid) با سعید (saeid) ازدواج می کند و لوکاس که از او ناامید شده برای فراموش کردن جید با ماریسا(marisa) که نامزد برادر دوقلوی ازدنیا رفته اش بود ازدواج می کند. اما دکتر آلبیری(albiery)که برای پدر لوکاس کار می کند و حیوانات را شبیه سازی می کند به دلیل علاقه اش به برادر لوکاس تصمیم به شبیه سازی لوکاس می گیرد و همسان او را در رحم زنی سیاه پوست به نام دورا(Dora) قرار می دهد و به از به دنیا آمدن همسان لوکاس نام او را دانیل(daniel) می گذارند.جید پس از بیست سال لوکاس و همسان او را ملاقات میکند و دچار سردرگمی میشود.



+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام تیر 1390ساعت 0:40  توسط ÅMìŅ  | 

اوالونا سریال داستانی روزانه‌ای است که محصول همکاری دو استودیوی ونویژن و یونیویژن است. از جمله نقش‌آفرینان آن بلانکا سوتو و گای ایکر را می‌توان نام برد.

داستان

در لس آنجلس داستانی عاشقانه حول شخصیت اوا گونزالز (بلانکا سوتو) زن جوانی ست با زیبایی فوق العاده، تهیدست و سخت کوش. مانند همه کسانی که مهاجرت می‌کنند، اوا با پدر و خواهر کوچکترش در جستجوی زندگی بهتر به کالیفرنیا می‌رسد. با این حال اوا نمی‌تواند تصور کند که برای اینکه خوشبخت باشد، چه چیزهایی را باید تحمل کند؛ چرا که زندگی اش با رازهایی خانوادگی، دروغ‌ها، نیرنگ و جاه طلبی‌های خانواده‌ای قدرتمند گره خورده‌است.

بازیگران

    بلانکا سوتو در نقش اوا گونزالز
    گای ایکر در نقش دانیلا ویلانئووا
    استفان کلرک و جولین گیل در نقش لئوناردو اریسمندی
    ونسا وی یلا در نقش ویکتوریا اریسمندی
    سوسانا دوسامانتس در نقش مارسلا اریسمندی
    گریدیس گیل در نقش کلودیا
    سوفیا استاماتیادس در نقش آلیسیا گونزالز
    جورج لاوت در نقش جولیو اریسمندی
    لوپیتا فرر در نقش جوستا والدز
    آنا سیل وتی در نقش رناتا کوئروو
    فرانسس اوندیوی یلا در نقش دبورا گونزالز
    گابریلا بورگس در نقش لوریتا ویلانئووا
    هری گیتنر در نقش فرانسیسکو کونتی

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام تیر 1390ساعت 0:37  توسط ÅMìŅ  |